على محمدى خراسانى

136

شرح مكاسب (فارسى)

گندم را با جو مخلوط كرد يا مقدارى رطب را با تمر ، يا طعام قرمز رنگ با سبز رنگ مخلوط كند و . . . كه هر بيننده‌اى مىفهمد كه اين دو نوع طعام است و باهم ممزوج شد . حال از اين سه قسم ، مرحوم شيخ مىفرمايد : ظاهر اخبار و متبادر از روايات مذكور اينست كه : هر مزجى غشّ نيست بلكه مزج از نوع اوّل و دوّم كه مزج بما يخفى مىباشد غشّ است . [ روايت سعد اسكاف در مورد نوع دوّم از مزج كه طعام ردى با جيّد بود فرمود : اين غشّ است و در مورد نوع اوّل بطريق اولى غشّ است . و هكذا روايات ديگر . ] و امّا مزج به چيزى كه جلّى و آشكار است و بر مشترى پوشيده نيست ، حرام نخواهد بود و داخل در غشّ حرام نيست . به چند دليل : 1 - واژهء غشّ كه در روايات بود از اين قسم سوّم منصرف است و عرفا اينجا نمىگويند : فروشنده حقّه‌بازى كرد و خريدار را فريب داد ، چون مشترى چشم دارد و عيب هم جلّى است و مىبيند و با علم و اطلاع مىخرد ، پس اين غشّ است [ البته تعبير مرحوم شيخ اينست : لعدم انصراف الغشّ اليه ، ولى بهتر بود مىفرمودند : لا نصراف الغشّ عنه ] 2 - روايت داود بن سرحان داشت : الّا ان تعلمهم ، كه پس از اعلام حرام نيست . خوب هدف از اعلام ، عالم شدن مشترى است و در فرض عيب جلّى مشترى خود مىبيند و عالم است و اعلام لازم نيست و معاملهء كذائى حرام نيست . 3 - در روايت دوّم حلبى آمده بود : حتّى يبيّنه ، يعنى بيع جنس مغشوش صحيح نيست مگر براى مشترى تبيين كند ، خوب هدف از تبيين همانا تبيّن و ظهور است و اگر عيب جلّى بود خود به خود براى مشترى متبيّن و ظاهر است